OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

در این‌جا منبع افکارمان را باز می‌گذاریم.

بلاگ عرفان علی‌محمدی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان
خبرنامه و فید

۱۳ مطلب با موضوع «سرگرمی» ثبت شده است

این لوگوی «های وب» است، شرکتی که خدمات اینترنتی می دهد و جدیداً سرمایه گذاری زیادی روی تبلیغاتش می کند.

لوگوی های وب

 

این لوگوی Vodafone است:

Vodafone Logo

 

این هم همان لوگوی Vodafone که ۱۸۰ درجه چرخیده:

نظرتان راجع به این شباهت چیست؟

۳۱ ارديبهشت ۹۲

اگه حال دارید یکم با لینوکستون ور برید:

(کلا کار ۲ دقیقه است.)

برید توی Terminal.

fortune-mod رو نصب کنید:

sudo apt-get install fortune-mod

cowsay رو هم نصب کنید:

sudo apt-get install cowsay

 

حالا اگه این دستور رو اجرا کنید Tux رو می بینید که داره یه چیزی می گه!

fortune | cowsay -f tux

اینم همونه فقط فرقش اینه که یه گاو براتون میاره!

fortune | cowsay

خوبه که جمله ای درمیارید رو تو کامنت بذارید!

جمله ای که برای من در اومد ته خندس!

توی ادامه ی مطلب جمله رو با عکس گاوه گذاشتم که ببینید.

(;

۱۷ دی ۹۱

روز آخر مدرسه بود؛ زنگ عربی.

با بچّه ها تصمیم گرفتیم تا می تونیم شاد باشیم و روز آخر رو حال کنیم.

یهو همه بچّه ها ریختن وسط کلاس با هم شروع کردن به رقصیدن. D:

 

خیلی شاد بودیم الکی...

چندتا از بچه ها رو وسط کلاس می بینید:

رقص سر کلاس

رضا که داره شعر می خونه:
«مبصر ما بحریه، آی بحری بافت بحری بافت!
اون موبایلو برده بود، آی بحری بافت بحری بافت!
...»

بعدشم همه با هم «بحری موبایل آورده» (شعار همیشگی) رو می خونیم...

و البتّه بعدش هم «واویلا لیلی»!

آخرش هم آقای احمدی اومدن و بچّه ها همه ساکت شدن. می گفتن از طبقه پایین زنگ زدن بهمون گفتن «مگه بالا دارین اسب می دوونید؟» D:

 

فیلم گرفتم؛ ببینید!
البتّه ببخشید که خیلی خوب فیلم نگرفتم!
اوّلش 60 مگابایت landscape بود، تبدیلش کردم به 7 مگابایت portrait که راحت ببینیدش.

دانلود و نمایش کلیپ در ادامه ی مطلب.

۲۷ تیر ۹۱

Apple + Worm

یه screenshot گرفتم. (روش کلیک کنید بزرگ می شه.)

عکس عالیه! خیلی conceptual شده!

ورژن ۶ اش هم داره میاد ولی هنوز مشکل اصلیش که محدودیتشه رفع نشده!

«نه نمیده تغییر عقیده!»

 

Footer:

۱) چقدر احتمال داره که ۳ تا عدد تو عکس باشه، سه تاشونم دو به توان n باشن؟ شانسی بود!

۲) ممنون از این که از 1+ های گوگلی استفاده کردین...

۳) رضا جان ببخشید!

۱۸ تیر ۹۱

یک مؤسّسه برای شاهین نجفی که آهنگ «نقی» را خواند، یک بازی فِلَش ساخته...

این بازی ته خنده است؛ حتماً ببینید!

کمی سبک بازی سازی ما را با بازی های غربی مقایسه کنید. مثلاً EA Games اگر بازی ای بسازد که قصد داشته باشد تغییری در ذهن و عقاید ما بدهد، اصلاً ما متوجّه این تزریق عقیده به مغزمان نمی شویم...

با این که اصلاً قابل مقایسه بازی های بزرگ نیست، امّا سازنده ی بازی به وضوح و خیلی راحت عقایدش را در بازی نوشته و ما فقط به آن می خندیم! مثلاً نوشته ی همین عکس: «مرتد ملعون»

من خودم آهنگ نقی را اصلاً قبول ندارم، ولی فقط به این بازی خندیدم!

ما ایرانی ها بد نیست کمی مدیریت داشته باشیم و قوی کار کنیم که حدّاقل از پس این جور تغییرات عقیده ی کوچک برآییم...

در ادامه ی مطلب بازی را ببینید و رکوردتان را برایمان بنویسید!

۰۱ تیر ۹۱

یکی از دوستان روی کیبرد کامپیوتر مدرسه هنرنمایی قشنگی انجام داده...

این اوّلین عکس از ایشون و کیبرد:

امروز با چند تا از بچّه ها توی مدرسه این عکس رو گرفتیم؛ کلّی خندیدیم سرش!

عکس اصلاً edit نشده! از روی عکس توی کامنت ها حدس بزنید که این فرد کی می تونه باشه
(در این حد واضحه که داداش من توی حدس اوّل تشخیص داد کیه)!

 

برای دیدن هنرنمایی عکس ادامه ی مطلب را ببینید.

۳۱ خرداد ۹۱

آخرین دوشنبه ی سال بود... طبق رسم هر ساله قرار بود که زنگ ناهار در مدرسه آب بازی «دوشنبستون» انجام بشه و خیلی خوشحال بودیم.

من هم وسط یکی از زنگ تفریح ها از مدرسه رفتم بیرون و کلّی کیسه فریزر و شامپو خریدم که زنگ ناهار مجهّز باشیم.

زنگ قبل دوشنبستون شیمی ۱ داشتیم! ما که نمی خواستیم بخوابیم سر فیلم های شیمی، مثل همیشه رفتیم سراغ تجهیزات!

رضا هم اوّلین روزش بود که آیفون 4S ای که تازه خریده بود را مدرسه آورده بود.

ته کلاس نشسته بودیم و رضا با آیفونش بازی می کرد و من با آیپادم.

 

ادامه ی داستان را بخوانید!

۲۸ خرداد ۹۱

مبصر کلاس، امیر مهدی بحری، سر کلاس زیست، بازی فوتبال بین منچستر سیتی و منچستر یونایتد رو به صورت کاملاً عربی روان گزارش می کنه!

 

گزارش عربی فوتبال

 

جدّاً خیلی باحاله! مبصر کلاس که ایشون باشن کلاس چی می‏شه!

ته لودگیه...

پیشنهاد می کنم حتماً ببینید و بخندید.

از دست ندید!

 

پخش روان و سبک آنلاین و دانلود فایل در ادامه ی مطلب

۱۰ ارديبهشت ۹۱

آخرای بهمن بود که یه سری از بچه ها رو بردن بازدید از تصفیه خانه...

کلّاً ۲۴ نفر رو برده بودن. یعنی قاعدتاً از هر کلاس ۳ نفر.

در حالی که ۷ نفر از این ۲۴ نفر صد و هفتی بودن!

رضا هم مثل همیشه چتر شد و به زور رضایت‏نامه گرفت. D:


تعدادی عکس گذاشتم که ببینید.

روی هر عکس می تونید کلیک کنید تا با کیفیت اصلی ببینیدشون.

تگ ها(راست به چپ): سیّد آرین شاهنگیان، عرفان علی محمّدی، سینا عربی


بقیه ی عکس ها(۸ عکس) در ادامه ی مطلب

عکس ها از همه نظر کامله؛ حتّی از نظر پس زمینه و بو!

۰۶ ارديبهشت ۹۱

بچّه های صد و هفتی سر کلاس زیست جمع شدند و فیلم گرفتند.

خیلی باحال و لوده‏ان کلّاً!

کلاس 107

بچّه‏ها می گن: «این‏جا علامه حلیه؛ We love you ...»


دانلود کلیپ چند ثانیه ای در ادامه ی مطلب

با کیفیت HD

۰۵ ارديبهشت ۹۱

به نظرم اسفند، باحال‏ترین ماه امسال بود(برای من البتّه)!

اتّفاق‏های خیلی زیادی توی این ماه رخ داد که آن‏ها را به ترتیب تاریخ برای شما توضیح می‏دهم.


اوّل: تولّد خودم
دوم: تولّد نوید
چهارم و پنجم: حلّی نت
ششم: تولّد محمّد شکری
چهاردهم: تولّد آرین
نوزدهم تا بیست و دوم: سمینار
بیست و سوم: تولّد سینا و شایان

دیروز هم تولّد امیرکیوان بود. مبارکش باشد!


جزئیات در ادامه‏ی مطلب

۲۸ اسفند ۹۰
امیرحسین باعث شد که برای اوّلین بار، بسیاری از دوره شانزدهی‏ها در جایی خارج ار برنامه‏های مدرسه جمع شوند!
عکس‏های تولّد در پروفایل فیسبوک امیرحسین قرار داده‏شده امّا خیلی‏ها آن را ندیده‏اند...
تعدادی از عکس‏ها را این‏جا می‏گذارم!


بقیّه‏ی عکس‏ها در ادامه‏ی مطلب

۲۱ دی ۹۰

از سمت راست به چپ(کلا اراذل):
نیما محدث - کسری کیایی - متین قوامی زاده - عرفان علی محمدی - محمدرضا شکری - پارسا اکبری مهر - محمد زرکار - امیررضا شاه میری

کلا عکس جالبی است. من دستم را به حالت ۰۲۱ گرفته ام... روی زمین چیپس پپسی و دلستر است به علاوه ی اسپیکر و هدست و CD player و PSP!


من و سید آرین شاهنگیان:

بقیه را نمی شناسم! قرار بود امیرمحمد کالجی هم در این عکس باشد اما مشکلاتی برایش پیش آمد.

این عکس دربرگیرنده ی افرادی است که از مدرسه ی ما در مرحله ی اول آزمون سمپاد قبول شدند.


برای دیدن تصاویر در ابعاد اصلی روی آن ها کلیک کنید.

منتظر نظرها و لایکتون هستم. (-;


*عکس اول را برای یکی از دوستان هم دبستانیم که در آلمان است فرستادم. خیلی ناراحت شد و اشکش داشت در می آمد.

۱۶ آذر ۹۰