OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

در این‌جا منبع افکارمان را باز می‌گذاریم.

بلاگ عرفان علی‌محمدی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان
خبرنامه و فید

المپیاد از دید دانش‏آموزی قدیمی

چهارشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۰، ۱۱:۴۴ ب.ظ

متن زیر یکی از نظرات[خصوصی] داده‏شده در وبلاگ است که به درخواست نویسنده‏اش پست شده:


خیلی از کارهایی که ما انجام میدیم بیشتر از اینکه انتخاب خودمون باشه به خاطر جو جامعه اطراف مونه. اگر دور و برت رو نگاه کنی می تونی کلی مثال پیدا کنی. چندتا مثال از همین چیزایی که سرش بحث کردی می زنم :

1. این که بچه ها تو دبیرستان چی کار کنن کاملا به جو رفقاشون وابسته است. اون سالهایی که ما هم سن شما بودیم جو رباتیک تو مدرسه خیلی قوی بود. هر کی تو گروه برق یا مکانیک بود (یا حتی نبود) یه ربات ساخته بود و دوست داشت تو انواع مسابقاتی که تو مدرسه ، کشور ، یا حتی دنیا برگزار میشه شرکت کنه. اون موقع جز چند نفر معدود کسی از سال اول برا المپیاد نمی خوند.

بعد که رفتیم سال دوم جو المپیاد تو بچه افتاد. شاید تعداد بچه هایی که تو المپیادهای ریاضی + فیزیک + کامپیوتر بودند به 1/3 پایه می رسید. هر روز یکی می اومد می گفت من فلان کتاب رو خوندم اون یکی می اومد می گفت یه سری سوال خفن پیدا کردم و . . .

2. این که آدمها اولین رشته انتخابی شون تو کنکور چیه کاملا در اثر جو اون دوره است. شاید باورتون نشه ولی یه زمانی اولین رشته ای که هر کسی بعد از کنکور می زد به جای برق شریف ، عمران شریف بود (حدود 13-14 سال پیش). یعنی جو تو عمران شریف تو. بعد جو افتاد تو برق شریف. تا چند سال پیش هم که من دنبال می کردم کم کم مکانیک داشت به برق نزدیک می شد. اینکه آدمهایی که از رو این جو انتخاب رشته کردن و رفتن برق شریف بعد تو دانشگاه چه بلایی سرشون اومده بماند.

3. همان الان هم تو دبیرستان علاقه زیاد بچه ها به المپیاد به خاطر جو خودشونه.

 

حالا اگر آدم بخواد به المپیاد فکر کنه ( بدون اثر گرفتن از جو) چندتا سوال براش مطرح میشه :

1. اگر کسی المپیاد بره و قبول نشه چه بلایی سرش میاد؟ کنکورش از دست می ره یا نه؟

2. اصلا برا چی باید برا المپیاد خوند؟ حتی برا چی باید دانشگاه خوبی رفت و اونجا درس خوند ؟

3. آیا المپیاد اثر زیادی تو پذیرش آدم تو دانشگاه های خارجی داره؟


برای خواندن ادامه‏ی متن به ادامه‏ی مطلب رجوع کنید.

ادامه‏ی مطلب:

بر اساس اون چیزی که ما دیدیم جواب من به سوال اول اینه که المپیادیهایی که طلا نمی گیرن و باید برگردن کنکور بدن معمولا دچار مشکل نمی شن. حتی خیلی هاشون رتبه های خیلی خوبی ( زیر صد) تو کنکور می گیرن. دلیلش هم اینه که گرچه این آدما از نظر کنکور خوندن ممکنه از بقیه عقبتر باشن اما تو این مدتی که برا المپیاد می خوندن یاد گرفتن که زحمت بکشن. یاد گرفتن که تو یه رقابت سخت مقاومت کنن و دوام بیارن. در حالی که خیلی ها که در طول دبیرستان کار دیگه ای جز درس خوندن نداشتن تازه می خوان تو سال کنکور این چیزا رو یاد بگیرن.

 

برای پذیرش تو دانشگاه های خارج هم تجربه نشون داده که گرچه المپیاد می تونه موثر باشه اما اگر کسی المپیادی نباشه ولی توی دانشگاه خوب تلاش کرده باشه برای پذیرش گرفتن مشکل زیادی نداره. منظورم اینه که المپیادی بودن اثر از رزومه دانشگاهی کمتره

 

اما سوال اساسی اینکه که اصلا برا چی المپیاد؟ برا چی دانشگاه؟ چرا باید این قدر به خودمون زحمت بدیم؟

اولین دلیلی که آدمهایی که به اندازه کافی فکر نمی کنن میرن دنبال این چیزها همون جوه. البته این جوی که از طرف جامعه القا می شه همش هم غلط نیست !

ببین جامعه تو هر دوره ای برای یه بچه ای که می خواد تو اون جامعه رشد کنه یه سری ایده آل تعریف می کنه که اگر اون بچه به یکی از اون ایده آلهای برسه از نظر اون جامعه موفق شده و اگر نرسه نشده. مثلا تا چند صد سال پیش هر کسی یا باید تجارت (به مفهوم کلی) می کرد یا کشاورزی. یه سری کار دیگه هم بود که عمومیت نداشت مثل درباری بودن. تو این دوره ای ما داریم توش زندگی می کنیم یه نفر که می خواد تو جامعه به عنوان آدم موفق محسوب بشه باید لیسانس داشته باشه ! حالا اینکه این عرف جامعه چقدر درست یا غلطه جای بحث داره. بعد جامعه ما برای این آدمی که لیسانس گرفته چندتا ایده آل پیشرفته تر تعریف می کنه که می تونی دنبال اونا بره. به دلیل همین عرف غلطه که الان هر کسی زور می زنه از هر جایی که شده یه طوری لیسانس بگیره.

 

اما انگیزه آدمها این جا خیلی مهمه. اونایی که انگیزه بیشتری دارن به این حد اکتفا نمی کنن.

انگیزه بعضی ها اینکه حس برتری جویی خودشون رو ارضا کنن.( ببخشید که این قدر رک گفتن!). یعنی دنبال یه چیزی می گردن که توانایی هاشون رو اثبات کنن. این حس تو همه ماها هست ولی شدت اون فرق داره. این آدمها گاهی بعد از اینکه چندبار به موفقیت های بزرگی رسیدن دنبال این میرن که با توانایی که دارن زندگی راحتی برا خودشون درست کنن. زندگی راحت یعنی اون زندگی که دلشون می خواد نه اینکه زحمت نمی کشن. خیلی از این آدمها که تعدادشون هم زیاده بعد از اینکه می رن خارج برا تحصیل همون جا می مونن. یه کار خوب یا فرصت تحقیقاتی مناسب گیرشون میاد و . . .

 

ولی انگیزه بعضی چیزهای بزرگتریه. یعنی استعدادی که خدا بهشون داده رو دلیل برتری خودشون نسبت به بقیه نمودونن. بلکه دنبال این می گردن که ازش بهترین استفاده رو بکنن.

اونایی که نسبت به کشورشون یا مردم هم دینشون احساس وظیفه می کنن سعی می کنن از همه این وسایل برای خدمت به مردمشون استفاده کنن. یعنی اگر هم میرن تو بهترین دانشگاه های خارج درس می خونن برا این نیست که اونجا تحویلشون می گیرن و زندگی راحتی برا خودشون درست کنن. برا اینکه بعد از اینکه درسشون تموم شد برگردن اینجا ، جون بکنن و کار کنن تا این همه مشکلی که تو این کشور هست کم کم حل بشه.

۲۹ آذر ۹۰ ، ۱۷:۰۶ من فقط موضوع مطلب را دیدم!
 ولش من بابا خودت چطوری؟
از طرفه حاجیت
۲۴ آذر ۹۰ ، ۲۰:۴۹ عرفان علی محمدی
 پاسخ به یک نظر خصوصی:
نام نویسنده به درخواست خودشون بیان نشده.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی