OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

در این‌جا منبع افکارمان را باز می‌گذاریم.

بلاگ عرفان علی‌محمدی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان
خبرنامه و فید

آدم های جدید

شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۵۶ ق.ظ

بعد از یک ماه جزوه گذاری و یک ماه استراحت دوباره تصمیم به پست دادن گرفتم! با این امید که این جا به فضای اصلیش برگردد و دوباره بتوانیم به شما خدمتی کرده باشیم.
عزیزان دقت داشته باشند که هدف ما افزایش چند تا عدد موسوم به آمار نیست! :)

 

پراکندگی افکارم باعث شد که یاد ۴ سال پیش بیفتم. موقعی که هنوز بچه بودیم!

اول راهنمایی بودیم. یک روز خبری رسید که مشاورها می خواهند سر کلاس «آش رشته»۱ جای بچه ها را به شکل اجباری عوض کنند. زنگ آش رشته که شد آقای حدادی و اکرمی با شیوه ای قریب به random بچه ها را در هم بُر زدند!

این تصمیم مشاورها که در ذهن ما ساختارشکنی هم تلقی می شد باعث اعتراض همه ی کلاس شد: «آقا چرا جای ما رو زوری عوض کردین» و این جور حرف ها.

در جواب گرفتیم که:‌ «تجربه می گه رابطه هایی که دیرتر تشکیل شده پایدارتر بوده.»

قیافه ی ما با شنیدن این:

ادامه را بخوانید!

خیلی وقت گذشته. البته شاید ۴ سال در مقیاس من زیاد است.

به هر حال هنوز توان قضاوت بر آن جمله را ندارم و نمی توانم بگویم غلط یا درست است.

اما به نظرم تصمیم مشاوران درست بوده. لزومی به دوست شدن با افراد جدید وجود ندارد اما تجربه کردن افراد جدید و متفاوت لازم است. چرا که ما قبل از این که بفهمیم به چه آدمی «بد» می گویند و به چه آدمی «خوب» نیاز داریم که چنین آدم هایی را تجربه کرده باشیم.

و در حالت کلی برای تصمیم گیری بهتر نیازمند داشتن اطلاعات بیشتر هستیم. یک سری از اطلاعات هم هستند که انتقال و عبور آن ها از پل زبان سخت است و دریافت آن ها از طریق عمل ارجحیت دارد.
 

این که ما امسال ۳۴۰ نفر هم پایه ای داشتیم جز ضررها و محدودیت هایی که برای ما ایجاد کرد دارای سود هم بود. از معدود سودهای آن تجربه کردن افراد جدید بود... البته این کار تا وقتی سود محسوب می شود که از تعادل خارج نشود. حال آن که نمونه ای از افراط آن را در فیس بوک می بینیم!

 

Footer:

۱) آش رشته:‌ زنگ مشاوره!

۱۳ آذر ۹۲ ، ۲۳:۴۲ محمد امین
عرفان این که پایه 340 نفر داشت زیاد جالب نبود . من شاید با خیلیاشون دوست بودن و آشنا میشدیم با هم اما آخر سال یکسریا رو میدیدم که میگفتم این دیگه کیه جدیده ؟! میگفتن هم پایه ای خودتونه . انصافا خر سال خیلیارو نمیشد شناخت ! اما در کل سال گذشته سال پر تجربه ای برای من بود شمارو نمیدونم .
موفق باشی
اسم اینو میذارین وبلاگ سال سومی های بوقققققققققققققق واقعا من نمیدونم شما چه طوری رفتین علامه حلی
آدم باید فِش بده تا پست جدید بزارید؟!

(:  D:
کلا هر ده هزار سال یه دونه پست میذاری عرفان؟!
۰۷ مهر ۹۲ ، ۱۷:۲۰ مهدی واحدی
سلام سایت خوبی داری اما از نظر برنامه نویسی مشکل داره می توی یاهو در بارهش باهات حرف بزنم
۱۱ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۰۵ سید محمد حسینی
سلام
من خودم از اینهایی که میگن کد فلان و بهم بدین و کد بسار و بهم بدین خوشم نمیاد و حدالامکان کمکشون میکنم تا اون کد و ابزار مورد نیازشون رو بدست بیاورند

اما....

وبسایت ما چون تو ضمینه ی جوک و funny فعالیت میکنه واقعا به ابزار reting برای مطالب نیاز دارم
و توضیحات قبلی تون رو متوجه شدم اما سواط کد نویسی ام قد نمیده تا بنویسم اش و راستش قبلا مابین کد هاتون سرک کشیده بودم و متوجه این موضوع شده و بودم و در نهایت

واقعا ممنون ات میشوم که کل اون کد rating رو بعلاوه متعلقات اش(کد جاوا اسکریپت اضافه ی خودتون) رو بدهید

هر طور که راحت هستید
با ایمیل: tara_ltd@yahoo.com
با کامنت : 2funny.ir
یا در همین جا




راستی یه انتقاد: یه بخش تماس با ما تو اون منو اضافه کنید و تا وقتی اینجا سر نمی زنید از طریق ایمیل(که چک میکینید) بتوان باهاتون ارتباط برقرار کرد

شاد باشید:)
@ سپهر:
owlia رو که خوندم فهمیدم تویی، هنوز اسمتو ندیده بودم!

خسته نشی اینقدر مطلب میذاری

آقا توجه کردید حرفه حق زدن چقدر خوب و لذت بخشه ؟!

من تا حالا انقدر آدم هم کلام با خودم ندیده بودم و الان خیلی خوشحال شدم :D

حالا این حرفا مهم نیس

خوداتون هم یه حرفی بزنید

اصلا نه یه پست جدید

تابستون و زمان بیشتر = پست کم تر

اما این عیبه دنیاست که منطقی عمل نمی کنه (عیب ما که نیس!)

گاهی به جاهایی می خوریم که 2 + 2 سه تا ریشه داره و می شه :

2.3

5

و رادیکال 3

اما این ها هم مهم نیست

شاید دنیا درست عمل می کنه

حرف هام، می دونم یه نَمور گنگ و مبهمه و گیج و مریض

شما به بزرگواری خودتون درک کنید

یا علی
سلام
خواستم بگم ابزار خلاصه ی آمارتون خیلی جالبه
میشه کدشو به منم بدین؟
از قبل ازتون تشکر میکنم
پاسخ:
سلام.
آمارمون رو خود سیستم بلاگ دهی (بیان) نشون می ده و کد HTML قابل کپی شدن نداره.
یه سری چیزا هم هستن که مضرات تجربشون بیشتر از فوایدشونه. مثلا هیچ آدمی -تکرار می کنم؛ آدم- نمیره سیگار و مواد مخدرو صرفا تجربه کنه ببینه چه حسی دارن. همین مساله در مورد پرت شدن از طبقه ی ایکس یه ساختمون یا حلق آویز شدن هم صدق می کنه. و در اینجا در مورده به وجود آوردن گروه های دوستی جدید هم صدق می کنه.
چه بسا که یه عده از هم متنفر می شن و یه سری جوه مزخرفه دیگه به وجود میاد که تا مدت ها هم از بین نمیره. نمونه بارزش خوده منم که از اوله راهنمایی به یک سری علل بی خودی معروف شدم به نایلون و خز و گل سنگ و ... که هنوزم بعضیا از کنارم که رد میشن همینجوری صدام می کنن. مهم ترین دلیلشم همین جا به جاییا بود که من با بقل دستیم حال نمی کردم و اونم با من و شکایت و شکایت کشی و مسخره کردن هم و این جور چیزا...
خیلی طولانی شد ببخشید. خلاصه لپه کلام این که این جا به جا کردن بدونه هدف یه کاره کاملا آماتوری بود که عواقبه منفیش خیلی بیشتر از عواقبه مثبتش بود. البته از نظر من.
آدم خودش باید تجربه کنه. تجربه رو نباید به زور بکنن تو مخه آدم.
والسلام
۰۶ مرداد ۹۲ ، ۱۹:۵۰ سعید سلطانی
سلام. اولا که "علی" حرفت تا حد خوبی درسته ولی جای بحث داره. ولی در کل ربطشو با پست بالا نفهمیدم...
ببینید هر چیزی به سودی داره یه ضرری اگه آدم بزنه یکی رو بکشه سود داره و سودش اینه که از دست اون آدم راحت می شه. ولی نمیشه فقط سود های قضیه رئ نگاه کرد واقعا ضرر های این اتفاق بیشتر بوده.
شما در نظر بگیرین امسال چند تا دعوا شد. چندمین بار در تاریخ علامه حلی بود که دم در مدرسه چاقو کشی شد.
از معلما بپرسید تا ببینید چقدر از پایین اومدن سطح دانش آموزا می نالن. این تازه ضرر های زیاد شدن دانشآموزای پایه ی ما بود. این که سوما رفتن پیش پیش دانش گاهی ها هم خودش اشکال داره.
کلا به نظرم ضرر هاش خیلی بیشتر بوده...
۰۶ مرداد ۹۲ ، ۱۹:۰۶ محمد هادی پارسایی فر
لوگوتون باحاله!

شبیه pac man هـــ
۰۶ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۰۷ .............از نظر شما ها مزاحم
سلام1-چهار سال پیش شما ها سوم راهنمایی بودین آقای عرفان علی محمدی2-کی گفته کسانی که سوم راهنمایی هستن کوچیکن تو رو ندیدم ولی اینو برار آقای رضا خسروانی می گم بزرگی به عثل است نه به قد و قواره !!
خیلی باحال بود! بازم از این خاطره ها بذارین!
اگه نگید چرا بحث می کنی

اما بیاید با خودمون رو راست باشیم و به خودمون راست بگیم

جهت جمع نیرو ها است که نشون می ده نهایتا جسم کدوم ترفی حرکت می کنه

بیایم با خودمون بشینیم و قضاوت کنیم که جهتش مثبت بود یا منفی

شلوغ شدن یه پایه مثبت بود یا منفی

زیاد شدن مشاور ها مثبت بود یا منفی

و ...

داستان اینه که ما بخاطر کم تجربگی آدم های نفهمی هستیم

بقیه رو نمی دونم چرا 

اما آدم های احمق و نفهم تو دنیا زیادند

این جور امید دادن ها به درد هیچ کس نمی خوره

درسته آدم جدید خوبه

اما این کی گفته یه دوستی پایدار باید سخت تشکیل یشه، این یه زر مفته

داستان از این جا آب می خوره که بچه های مارو غرور می خوره(از جمله خودم)

و ما ها(علامه حلی ها) در نهایت (خواهشا علکی فحش ندین) فکر می کنیم از دماغ فیل افتادیم و صراط مستقیم هستیم و هر چه با ما است حق است و هر چه خلاف ما است نا حق هر چه تمام جهان خلقت باشد و هر چه خدا (برای اونایی که بندشن گفتم)

می دونم حرفام پیر مردیه اما خلافشو بگو و بزن تو دهنم تا دیگه اینجوری حرف نزنم

و این یک اتفاق بده (تو یه فضای هم شاگردانه می گم ها) که آقای ایکس و ایگرر نمی خوان قبول کنن دارن یه اشتباهی می کنن و این از دو چیز سرچشمه می گیره

1. غرور (برای دوستان خدا پیغمبر دار (تو دین کلی نهی شده))

2. مرد نبودن


یا نفهمیدن که این اشتباهه و این هم خیلی مورد بدیه

مخلص کلام هم به عهده ی خودتان

یا علی
va to az taAdol kharej shoD!
۰۵ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۱۴ سپهر زمانی
این اولیا(بخوانید: owlia) هم که ۳۰۸ نفرن؛
یعنی ۳۰۸ تجربه‌ی جدید...!

بعد شما هی به‌من گیر بدید. : )

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی