OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

در این‌جا منبع افکارمان را باز می‌گذاریم.

بلاگ عرفان علی‌محمدی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان
خبرنامه و فید

هفته ی آخر، روز آخر

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۸:۵۶ ق.ظ

توی هفته ی آخر رفتن سر کلاس درسیم.

جو خوابیده و خسته و وله! معّلما زیاد کاری به کار بچّه ها ندارن.

اتّفاقی که توی این هفته انجام شد و خیلی باحال بود و فقط از حلّی ها بر میاد، دوشنبستون بود؛ کلّی آب بازی کردیم و همدیگه رو خیس کردیم.

امروز، روز آخر مدرسه رفتن ماست.

چقدر زود گذشت! خیلی خاطره داریم از کلاسمون.

امسال خیلی حال داد بهم کلّاً. کلّی آدم جدید دیدم و خیلی عوض شدم.

کلاس خوبی داشتیم امسال، همه همیشه با هم بودیم و همیشه پایه ی حرکتی جمعی!

چقدر خوب بود...

 

ادامه ی متن را در ادامه ی مطلب بخوانید.

داریم بزرگ میشیم؛ هر چی بزرگ تر می شیم بیش تر فکر می کنیم کم تر لذّت می بریم(ولی شاید اینو متوجّه نمی شیم)!

ولی از طرفی دیگه، کلّی درگیری هم داشتیم تو این سال: المپیاد، پروژه، فشار مشاورمون واسه درس خوندن کنکوری، مسابقه هایی دادیم، دوستی، ... و در کل، multitasking، کار همیشگی خودم.

با این حال، داریم به امتحانا نزدیک می شیم و من احساس می کنم خیلی وقته درس نخوندم...

کمی نگرانم ولی از این خوشحالم که وقتم رو برای این درس های مسخره تلف نکردم! توی سیستم آموزشی ای که قسمت زیادی از مقدار «دانش آموز خوب بودن» شما رو یه برگه ی امتحان و چند تا عدد به عنوان نمره تعیین می کنه، کافیه اون امتحان رو خوب بدیم ولی نه لزوماً با خوندن؛ شاید به وسیله ی خوب نوشتن برگه ی امتحان!

با این حال، توی کلاس ما کسایی که درس نمی خونن رتبه های اوّل کلاس رو می گیرن(کلّاً غیر عادّییم)!

مهم نیست؛ یک ماه امتحانه دیگه!

می خوام حال کنم فقط؛ تو بهترین سال های عمرمون هستیم و بد ازش داریم استفاده می کنیم. منتظر تابستونم!

(آدم باید جدّی و شاد باشه؛ به زودی این فضا رو تو Open Source می بینید.)

می خوام سال بعد ریاضی بخونم؛ به دور از هر چی که حفظیه!

خیلیا می خوان برن تجربی بخونن، کاملاً از ریاضیا جدا می‏شن و توی یه کلاس با هم نمی افتیم.

می گن که سال بعد قراره رشته ی علوم انسانی هم توی علامه حلی داشته باشیم. بعضی ها هم میرن انسانی بخونن، مثل رضا!

نتیجه اش اینه که فضای پستامون بیش تر از اینی که هست هم جدا می شه و عبارت «کلاس 107» هم حذف میشه از بلاگ...

ولی از خاطره ها نمی ره... چه از ذهن معلّم و چه از ذهن خودمون. چون حتّی معلّما هم کارای عجیب و غیر عادّی می کردن سر کلاس ما و فضای متفاوت رو حس می کردن.

غیر عادّی بودن مثالش اینه: شعار کلاس «بحری موبایل آورده» است(که البتّه جدیداً شده «عرفان آیپاد آورده!»). شعاری که همه با هم سر همه ی زنگ بلند دست می زنن می خونن؛ حتّی ناظم هم میشنوه. فقط به عنوان یک مثال جوّ متفاوت!

 

زیاد حرف زدم!

فقط: دیگه سال اوّلی نیستیم؛ خداحافظ!

 

پست شده از مدرسه، زنگ اوّل روز آخر سال اوّل

Aha chera ba esme man fake midii?
 من ۲ یا ۳ تا کامنت خوندم ولی یکی اومده بود مثلا ایپی مون می اوفته و الخ ......
خواستم بگم الان آیپی من افتاد... از کجا میفهمی من کیم؟؟؟ ثانیا بر فرض که پروکسی زدم اونجوری چی؟؟
و نکته ی بعد اینکه اوصولا اونایی که تو دبیرستان درس نمیخونن شاگرد اولن ولی نمی دونم چرا...
من خودم توشکم یه حسی بم میگه اگه درس بخونم نمره هام کم میشه لول
پاسخ:
متین خودمون حواسمون چی داریم می گیم. D: جدی بود.
اگه خواستی شخصاً به خودت می گم!

عرفان
 Chashm agha erfan :*
۲۸ ارديبهشت ۹۱ ، ۲۲:۱۴ عرفان علی محمدی
دوستان عزیز، لطفاً دیگه با اسم fake این جا کامنت نذارین!
آران کامنتت خیلی ضایع بود؛ پاکش کردم! D:
پاسخ:
راست میگه ! ip تون معلومه !

رضا
 Khoshbehaletoun vala make faghat bayad va3 konkour nekhounim:(

 @reza&erfan!age man hal dashtam andazAe shoma bNVsam alan az bozorg tarin falasafAe tarix budam!:P:P:P:!P!
 بیان چیه؟!
 *برقعه خالی نبد!!!!
*زندگی همش شاد و بازی نیست یه جا هایی باید آدم این چیز ها رو کنار بذاره مثل خرداد.
* 107 عالی بود و غیر قابل مقایسه با هیچ کلاسی
*زنگ سوم چقدر رقصیدیم!!
پاسخ:
آره زنگ سوم عالی بود؛ مخصوصاً با شعرای رضا.
«موبایل مدرسه میاری، آی بحری بافت بحری بافت!»(با ریتم بری باخ)
D:

عرفان
۲۷ ارديبهشت ۹۱ ، ۱۹:۳۸ محمد امین برقعی
 سر کلاس ما هم وضعیت عالی بود کلا کلاس رو هوا بود اولش که معلم می اومد می رفتم تقدیر نامه و .. معلم رو می دادم بعد می گفتم بچه ها می اومدن جلو برا عکس بعدش 3-4 تا شعر بعد بچه ها کارهای معلم رو به صوت فیلم در می آوردن بعدش ... معلم بیچاره هم هرچی می گفت بشینیم ما نمیشستیم و لی آخرش جناب شکارچی تشریف می آوردن و ... ولی آخرش خودایشون هم کشیدیم تو عکس از اون به بعد با ما کاری نداشت . کلا هم امسال عالی بود و هم کلاس ما و هم جومون . ای ول به هرچی حلیی هست ... در ضمن عرفان از پستت ممنونم حال کردن
پاسخ:
مرسی.
امّا یک نکته: صفات به صورت نسبی کاربرد دارند.
;)

عرفان
به Taha:  آخه شما فرضا کل زنگا رو هم معلم بیاد یه زنگشو به طور رندوم میپیچونید!
برای همین بیکار بودن کلا چیز عجیبی نیست واسه شما :-w

به عرفان: بلاخره یه سری چیزا حفظیه! تو همچنان باید حفظ کنی ولی خوبی سال دوم به بعد اینه که تا حدی چیزای مورد علاقه تو حفظ میکنی نه چیزی که حالت ازش بهم میخوره.

درباره ی این جمله:
«کافیه اون امتحان رو خوب بدیم ولی نه لزوماً با خوندن؛ شاید به وسیله ی خوب نوشتن برگه ی امتحان!»
بیشعور :D

پاسخ:
اون اوّلیو راست می گی! خیلی پیچوندیم کلاسا رو تا حالا...

ولی من کلّاً با حفظ کردن مشکل دارم!

برداشتت از اون جمله هم کاملاً غلطه!
منظور این بود که آدم باید هنر داشته باشه که حتّی اگه جواب سؤال رو نمی دونه، یه جوری بنویسه که نمره بگیره.
مثال مسخرش نوشتن فرض و حکم و راه حلّ کلّی توی درسای غیر حفظیه که 1/3 نمره رو با این روش میشه گرفت.


عرفان
 نمیدونم انتخابی کردم که بتونم از پسش بر بیام یا نه
ولی میام ریاضی تا خدا چی بخواد
شروع سال عربی......پایان سال ریاضی
شروع خوبی نبود ولی پایان خوشی بود
خدا کنه از پس امتحانا بر بیایم وگرنه شاید سال دیگه با هم نباشیم
به نظرم امتحان اون جوری که از ما میگیرن چیز مسخره ایست
باید این امتحانا در طول سال پخش بشه تا درسا همشون برا روز آخر نمونه
 من که دلم واسه مدرسه و دوستام تنگ میشه
Zange sevvom:
Emrouz3 zang az 4zang bi kar boudim che paiane khoshi
:D
 
پاسخ:
آره، امروز خیلی حال داد. حتّی خود اون یه زنگی که کلاس داشتیم!


عرفان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی