OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

متن بازی آزادانه

OpenSource

در این‌جا منبع افکارمان را باز می‌گذاریم.

بلاگ عرفان علی‌محمدی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان
خبرنامه و فید

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دوره ۱۶» ثبت شده است

شاید به این موضوع کمی فکر کرده باشیم... به این که چند نفر از دوره شانزدهی ها دیگر با ما نیستند.

این طور که من احساس می کنم خیلی به این موضوع توجه نمی شود کلا. چرا یکی از ما که خیلی کلمه ی «دوره ۱۶» را تکرار می کردیم و با تکرار آن منظور عضویت در یک گروه بزرگ متحد را می رساندیم نمی گوید که «من در نبود این چند نفر احساس وجود یک خلأ را دارم»؟

آیا آدم ها این قدر بی ارزشند که هیچ کس نبودشان را احساس نکند؟ (به نظرم جواب نمی تواند نه باشد.)
آیا این افراد دوستی نداشتند؟ (دوستان که بودند...)
آیا دوستان این قدر نامردند؟
مشکل کجاست؟ شلوغی دبیرستان و وجود افراد جدید جای آن ها را این قدر سریع پر کرد؟

 

هدف از نوشتن این مطلب آن بود که خودمان را کمی جای آن ها بگذاریم و ببینیم احساسشان از دوره شانزدهی های دبیرستان علامه حلی(۱) چیست. آیا به ما می گویند نامرد؟‌ آیا به ما می گویند «خوش به حالتان که خوشید!». آیا خلأ احساسی ای که در آن ها در نبود ما وجود دارد ما نسبت به آن ها داریم؟

 

مثلا فرض کنید(خدایی نکرده!) من در کنار شما در دبیرستان نبودم:
آیا فرد یا افرادی از شما بودند که بگویند: «پس عرفان کو؟»
آیا کسی بود که احساس کند عرفان نیست؟
آیا کسی(دانش آموز یا غیر دانش آموز) می گفت که دوره یک نفر را کم دارد و الان ما به او نیازمندیم؟
آیا کاری(شامل هر کاری) لنگ می ماند؟
آیا کسی می گفت: «یه ....(هر صفت بدی مثل خرخون!) کم تر بهتر!»

 

منتظر دریافت کامنت های صادقانه از طرف هر خواننده ای(به صورت خصوصی یا غیرخصوصی) هستم. خیلی مهم است.

*هیچ نکته ی بدی را نخواسته ام که به فردی نسبت دهم. هیچ کس و هیچ کس ناراحت نشود اصلا!

۱۴ آذر ۹۰